امیرحسین کاوه، دبیرسندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی ایران، در مصاحبه ای با موسسه پویشگران عرصه سوم به مناسیت روز ملی تشکل ها ضمن برشمردن تعدادی از مهم ترین مسائل بخش خصوصی از قبیل: اتخاذ تصمیمات غیرکارشناسی در دولت، فقدان ضمانت اجرایی قوانین مصوب همچون قوانین رفع موانع تولید و بهبود مستمر و چالش تامین مواد اولیه از جمله (کمبود، گرانی، انحصار در تولید و ...) مهم ترین رویکرد اتاق بعنوان نماینده اصلی بخش خصوصی در قبال دولت را ، حفظ و توسعه و در واقع مطالبه گری منافع بخش خصوصی واقعی کشور دانست

از نقطه نظر شما مهم ترين مسائلي كه بخش خصوصي طي ساليان آتي با آنها مواجه خواهد بود چه هستند؟ نقش اتاق در مرتفع نمودن اين مسائل چيست؟
مهمترین چالش های فعلی و آتی شرکتهای تولید کننده بخش خصوصی به شرح ذیل میباشد:
• چالش تامین مواد اولیه( کمبود، گرانی، انحصار در تولید و ...)
• عدم سرمایه درگردش مورد نیاز
• بالا بودن نرخ تسهیلات بانکی و جریمه های مرتبط و ربح مرکب
• وجود قوانین متعارض با اختیارات کارفرما
• مشکلات مرتبط با تامین تجهیزات و ماشین آلات با توجه به تحریم
• مشکلات گشایش LC، تضامین بانکی و ...
• مشکلات بیمه
• عدم شناخت کامل نظام کارفرمایی و مشاوران نسبت به نوع، میزان و شیوه های تولید محصولات توسط صنعتگران داخلی
• مکانیسم مناقصات
• بروکراسی های اداری
• وجود مطالبات بالا از نظام پیمانکاری
• تمایل نظام کارفرمایی و مشاوران به واردات محصول مشابه در شرایط برابر
• قوانین مخل تولید
• نظام کارفرمایی دولتی
• عدم بودجه های عمرانی برای پروژه های عمرانی کشور
• اجرای نادرست مالیات بر ارزش افزوده
• عدم بهره مندی از ظرفیت کارخانجات تولیدی
• اتخاذ تصمیات غیرکارشناسی در دولت
• فقدان ضمانت اجرایی قوانین مصوب همچون رفع موانع تولید، بهبود مستمر و استفاده از حداقل توان داخلی
اتاق بازرگانی صنایع و معادن و کشاورزی ایران با ماموریت حفظ و توسعه منافع بخش خصوصی کشور از طرق مختلف از جمله برگزاری جلسات مستمر با مدیران و نمایندگان بخش خصوصی تشکل ها، بر اساس ماده دوم قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار؛ اقدام نموده و ضمن پایش چالش ها و مشکلات صنایع مرتبط، نسبت به اخذ نظرات نهایی تشکل ها پیرامون مسایل مختلف حوزه های کسب و کار، فعالیتهای مرتبط را به انجام میرساند و در نهایت برآیند دیدگاه های اخذ شده را به منظور اتخاذ تصمیم گیری های نهایی به حاکمیت ارائه می نماید.
مهم ترين رويكرد اتاق در قبال دولت را چگونه مي بينيد؟ به نظر شما آيا اتاق در اين زمينه نياز به تغيير موضع دارد؟
مهمترین رویکرد اتاق بعنوان نماینده اصلی بخش خصوصی در قبال دولت، حفظ و توسعه و در واقع مطالبه گری منافع بخش خصوصی واقعی کشور می باشد.
در این راستا گاها در مواردی در طی سالها و دوره های مختلف در اتاق، این مطالبه گری با توجه به دلایلی از جمله، تمایل و رعایت بیش از اندازه شان نهاد های دولتی، تعارض منافع وجود روابط رانتی، عدم بهره مندی از نیرو های جوان و با انگیزه و تحصیل کرده؛ به نحو شایسته و مورد نیاز بخش خصوصی؛ انجام نشده است.
بدیهی است قطعا با اعمال تغییرات ساختاری مرتبط در این خصوص، می بایست تغییرات مورد نیاز با آسیب شناسی های انجام شده، در اتاق شکل گرفته و نقاط ضعف و یا نقاط قابل بهبود مرتبط؛ مرتفع گردد.
از نظر شما اتاق نيازمند تجديد نظر در رويكرد خود نسبت به رسانه ها و افكار عمومي هست يا خير؟
اتاق با راه اندازی پایگاه خبری مرتبط با قدمت سه ساله خود و نیز حضور در فضای مجازی، توانسته نقش مناسبی در ارتباط با مخاطبان برقرار نماید و بعنوان بازوی اطلاع رسانی پارلمان بخش خصوصی، دیدگاه های فعالان اقتصاد را منتشر نموده و بعنوان مرجعی جهت تحلیلگران و دانش پژوهان اقتصادی و صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد. در این میان شاید تنها نقد، کمرنگ بودن این پایگاه خبری در انتشار اخبار از همه اعضا و نیز عدم انتشار برخی موارد انتقادی نسبت به عملکرد اتاق و سایر موارد مرتبط باشد.
مهم ترين مسائل و چالش هايي كه اعضاي تشكل شما در محيط كسب و كار با آن روبرو هستند؛ چيست؟ ريشه¬ي اين مشكلات را در چه مي بينيد و چه برنامه اي براي مرتفع نمودن مسائل موجود داريد؟
دراین خصوص مسایلی ذیل بعنوان برخی چالش های اعضای سندیکای تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی می باشد:
• تامین مواد اولیه مورد نیاز این سندیکا توسط تولیدکنندگان داخلی
• مقررات دست و پاگیر واردات همچون بالا بودن تعرفه های غیر متعارف
• عدم معرفی توانمندی های شرکتهای مطرح داخلی در عرصه بین المللی از طریق نهادهای ذی ربط
• مشکلات مرتبط در خصوص بروز رسانی دانش فنی تولیدات و تامین تجهیزات
• عدم توجه مناسب به مطالعات و شناخت هر چه بهتر بازارهای بین المللی
• نبود تسهیلات لازم در ورود به بازارهای جهانی از طریق مشوق ها و تسهیلات
• وضع قوانین و مقررات دست و پاگیر در حوزه صادرات
• تکالیف مالیاتی، مالیات ارزش افزوده، مسائل گمرکی، قانون کار و ...
ریشه برخی از این مشکلات شامل انحصار در تولید مواد اولیه، توجه صرف به صنایع بالادستی بوسیله حمایتهای مختلف، عدم توزیع سود در کل زنجیره ارزش صنعت فولاد، ساختار مالی شکننده بنگاه های اقتصادی بدلایل مختلف از جمله نظام بانکی ربا خوار، عدم مشورت قرار دادن کامل بخش خصوصی در اتخاذ تصمیمات مرتبط با حوزه کسب و کار و ...میباشد.
در خصوص بر طرف نمودن اکثریت چالش های شرکتهای عضو این سندیکا، راهکارهای زیر می تواند مد نظر قرار گیرد:
• حذف سود مرکب از نظام بانکی در خصوص تسهیلات اخذ شده
• بهره مندی از شیوه های مختلف جهت تامین سرمایه درگردش با تمرکز بر تامین مواد اولیه
• ارایه سهام شرکتهای این سندیکا به شرکای خارجی
• حرکت به سمت بازاریابی بین المللی توسط شرکتهای سندیکا و بهره مندی از توان نظام کارفرمایی و مجلس
• ایجاد کارخانه تولید ورق و کویل درکشور
• حذف موانع صادراتی لوله و پروفیل
• همکاری دولت در حذف قوانین دست و پاگیرکشورهای بازار هدف در حوزه انتقال پول، بیمه و ...
• حمایت دولت از تولیدکنندگان در مراودات بین المللی و مناقضات خارجی و حل و فصل مسایل حقوقی شرکتهای صادر کننده
• طراحی خطوط انتقال آب و گاز بین شهری
• تامین زیر ساختهای شبکه حمل و نقل جاده ای و ریلی
• پرزنت صحیح تولید کننده داخلی توسط رایزنان بازرگانی
انتظارات شما به عنوان یکی از مدیران تشکلهای اقتصادی و کارفرمایی از اتاق بازرگانی در حوزه توسعه فعالیت های تشکلی چیست و چه اولویت هایی در این حوزه وجود دارد که اتاق میتواند به آن توجه داشته باشد؟
اعتبار و کارآیی اتاق ناشی از مشارکت حداکثری تشکلهای عضو است. بنابراین ارکان و اعضا باید بسترهای جذب مشارکت حداکثری را فراهم نموده و همواره تمام تلاش خود را جهت نهادینه کردن آن به کار گیرند.
در این راستا شفافیت فرآیندهای تصمیمگیری و نظارت حافظ سلامت، پایایی و پویایی اتاق بوده و اعضا به مبادله و گردش آزاد اطلاعات در بستری شفاف مکلفند.
بعلاوه ارکان و اعضا باید در قبال منافع ملی مسئولیتپذیر باشند و منافع ملی را بر منافع گروهی و شخصی مقدم بدانند. بنابراین مشارکت، شفافیت و مسولیت پذیری از اولویتهای اصلی اتاق در این خصوص می باشد
يك نمونه از دستاوردهاي تشكل خود در طي سال هاي اخير را همراه با مختصري از شيوه هاي برنامه ريزي و اجرا بيان فرماييد.
تاريخچه سنديكاي توليدكنندگان لوله وپروفيل فولادي تاریخچه ای طولانی و پر ارزش می باشد. که به نظر مناسب است تا برای اولین بار در مطبوعات و رسانه ها از ابتدا به چگونگی ایجاد این سندیکا؛ اشاره شود.
اولين كارخانهاي كه در ايران به توليد پروفيل پرداخت «شركت صنعتي سپنتا» بود كه فعاليت خود را در سال 1340 آغاز نمود و توليد پروفيل توخالي را به بازار داخلي عرضه داشت. متعاقب آن با تلاش متخصصين و كارشناسان وقت، درسال 1342 پس از نصب دستگاه ساخت لوله درزجوش، اقدام به توليد لوله نمود.
در فواصل سالهاي 1340 الي1350 تعداد توليدكنندگان لوله و پروفيل به 8 واحد در كشور رسيد. پيشگيري از اجحاف فروشندگان مواد اوليه وكالاهاي خارجي و لزوم هماهنگ كردن توليدات واحدها برحسب نياز جامعه و حمايت از مصرف كنندگان موجب شد تا كارفرمايان و صاحبان اين صنعت، نسبت به تأسيس يك تشكل صنفي غيرانتفاعي اقدام نمايند. لذا اين سنديكا در تاريخ 1351 در اتاق ايران به ثبت رسيد.
پس از به ثمر رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي و احساس لزوم هماهنگي بيشتر با اهداف انقلاب، در سال 1363 اعضاء سنديكا ضمن تغييراتي در مواد اساسنامه، نام سنديكا را نيز به "سنديكاي توليدكنندگان لوله و پروفيل فولادي" تغيير دادند و تا اين تاريخ براساس اهداف تعيين شده به فعاليت خود ادامه ميدهند.
آنچه در این میان بی نظیر است و جلب توجه می کند، این است که «صنعت لوله و پروفیل فولادی در ایران» تنها صنعت ملّی کشور است که «هویت» صنفی و سازمانی آن، تقریبا قدمتی هم پای خود آن دارد.
این تشکل فراگیر صنعتی بدلیل ضرورت ارائه مفیدترین خدمات به اعضاء، فعالیتهای خود را در قالب کمیته و کمیسیونهای متناسب طبقه بندی نموده و در تعاملی مستمر با نهادهای دولتی از یکسو و عموم صنعتگران این رشته و نیز صنایع وابسته از سوی دیگر به حرکت خود شتابی مضاعف بخشیده است
برخی از مهمترین اهداف محقق شده سندیکا در طی دو سال اخیر
- تشکل و سندیکای پیشرو و دریافت رتبه ممتاز در ارزیابی تشکل ها از سوی اتاق بازرگانی ایران و دریافت نمره ۸۰از ۱۰۰ در شاخص حکمرانی تشکلی .
- حضور در کمیسیون های تخصصی و استفاده از توان شورای گفتگو برای حل معضلات و دریافت مصوبات رهگشا
- موفقیت در کاهش تعرفه واردات مواد اولیه اعضا ورق های گرم فولادی از ۲۰ درصد به ۱۰ درصد .
- عضویت سندیکا در کارگروه ها و ستادها و مجامع تخصصی بخش خصوصی و اقتصادی دولت و کارگروه های فنی و مهندسی جهت ارائه نقطه نظرات تخصصی
- تلاش در جهت تامین نیاز اعضای سندیکا با همکاری تامین کنندکان بالادستی از جمله فولاد مبارکه که در نتیجه پیگیری ها شاهد افزایش ۸۰ درصدی عرضه داخلی نسبت به قبل
- برگزاری دوره های کاربردی آموزشی تعالی با حضور اساتید خبره و پیشکسوتان صنعت فولاد و دانشگاه در محل سندیکا
- تشکیل شورای تحقیق و توسعه و شورای بررسی بازار و رصد آمارهای داخلی و جهانی تولید فولاد ؛ تولید جزوات تخصصی و گزارشات کارشناسی متعدد برای مسولین
- انعکاس مستمر مشکلات و راهکارهای پیشنهادی سندیکای لوله و پروفیل فولادی ایران و طرح مواضع سندیکا از طریق رسانه های ملی کشور و رسانه های عمومی و جراید داخلی و بین المللی به صورت روزانه و پیوسته و راه اندازی رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب اختصاصی در سندیکا
- برگزاری نمایشگاه تخصصی صنعت لوله و پروفیل فولادی
درحال حاضر این سندیکا با عضویت 140 واحد متوسط و بزرگ صنعتی با پراکندگی در سراسر کشور و ظرفیت تولید بالغ بر 18 میلیون تن لوله خطوط انتقال آب وگاز از ضخامت یک اینچ تا ۱۲۰ اینچ در سال، بعنوان تنها تشکل تخصصی حوزه تولیدکنندگان لوله و پروفیل فولادی در ایران به شمار میرود.
با توجه به عدم وجود شیوه مشخص و شفاف در خصوص قیمت گذاری مواد اولیه(ورق فولادی)شرکتهای تولید کننده لوله و پروفیل فولادی طی دو سال اخیر یکی از مهم ترین دستاوردهای سندیکا تدوین برنامه عملیاتی واحدهای تولیدی عضو در راستای تامبن مواد اولیه صنایع داخلی و ایجاد مکانیزم مناسب کشف قیمت است که با برگزاری ده ها جلسه با حضور مدیران ارشد وزارت صمت، بورس کالا، تامین کنندگان مواد اولیه و نمایندگان سندیکا، اتاق بازرگانی و وزارت صنایع به تحقق پیوست.
تجربهی جهانی در دو دههی اخیر نشان داده، وجود فضای مساعد برای کسب و کار و تسهیل مناسبات تجاری در ساختار اقتصادی یک کشور، پیشنیاز بروز قابلیتها و عملکرد موفق بنگاهها و سازمانهای بخش خصوصی است. منظور از فضای کسب و کار در این بخش، آن دسته از عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاههای اقتصادی است که مدیران بنگاهها مستقیما نمیتوانند اقدام به تغییر و اصلاح آنها کنند. شفاف بودن مبادلات، رقابتی بودن بازار و حفظ حقوق مالکیت، سه پیش شرط لازم برای فعالیت اقتصادی بخش خصوصی و کارآمدی یک ساختار اقتصادی است که در این راستا، نقش دولتها در بهبود فضا و فراهم کردن بستر مناسب برای جذب منابع مالی و انسانی بخش خصوصی در پروژههای بزرگ عمرانی و صنعتی، حیاتی است.
مطالعات و بررسیهای داخلی و مقایسهی آمارهای بین المللی در خصوص محیط کسب و کار، نشاندهندهی این واقعیت است که وضعیت شاخصهای ارزیابی محیط کسب و کار ایران در شرایط مطلوبی قرار ندارند و از این منظر، میتوان ایران را در زمرهی کشورهایی دستهبندی کرد که به طور جدی، نیازمند اصلاح ساختار اقتصادی و ارتقای شاخصهای مربوط به بهبود محیط کسب و کار هستند.
گزارش تحلیلی بانک جهانی در سال ۲۰۱۶ (یعنی پیش از بازگشت بخشی از تحریمهای آمریکا علیه ایران) بر مبنای نتایج سنجش شاخصهای ارزیابی محیط کسب و کار، تصریح کرده بود که ایران از جنبهی سهولت فعالیتهای اقتصادی، مبادلات تجاری و وضعیت فضای کسب و کار در بین ۱۸۹ کشور، در رتبهی ۱۱۸ قرار گرفته است.
اکنون با توجه به چشم انداز اقتصادی ایران در موقعیت تعلیق نسبی برجام و شرایط حاکم بر فضای کسب و کار کشور و محدودیتهای فنی و ساختاری دولت در حوزهی اقتصاد، تدوین و ارائه ی یک برنامهی جامع (در قالب دستورکار ملّی کسب وکار۱) از سوی بخش خصوصی، ضروری به نظر میرسد. نکتهی قابل توجه در اجرای چنین طرحی، ضرورت ایجاد اجماع و همسوسازی تمامی ذی نفعان کلیدی در بخشهای مختلف دولت و بخش خصوصی است که میتواند برای نخستین بار، به ایجاد تحولی مثبت در فضای کسب و کار کشور منجر شود.

روند طی شده در سالهای گذشته به خوبی نشان داده که عدم استقرار نظام سیاستگذاری شفاف بر مبنای الزامات ساختاری رشد پایدار اقتصاد ایران، منجر به از دست رفتن فرصتهای توسعهی اقتصادی و بهبود محیط کسب و کار در کشور میشود. امروز همه بر این نکته واقف هستند که نهاد دولت در ایران، از جنبهی توان کارشناسی و ظرفیت مدیریتی، با موانع و کمبودهای اساسی مواجه است و بدون مشارکت بخش خصوصی در مناسبات کلان اقتصادی و توجه به الزامات تسهیل مبادلات تجاری، امکان اصلاح ساختاری در این حوزه وجود نخواهد داشت.
تداوم رکود اقتصادی در یک سال گذشته (پس ازخروج آمریکا از برجام و بازگشت بخش مهمی از تحریمهای بین المللی علیه ایران)، سیاستگذاران دولتی و سرمایهگذاران بخش خصوصی را با این پرسش مواجه کرده که " مهمترین راهکارهای برون رفت از شرایط موجود و ایجاد رونق اقتصادی در محیط کسب و کار ایران چیست و دولت ایران در شرایط فعلی چه باید انجام دهد؟"
طبق گزارش سال ۲۰۱۶ مؤسسه جهانی مککنزی۲پیرامون چشمانداز اقتصادی ایران، شتاب گرفتن رشد تولید ناخالص داخلی، ایجاد اشتغال و برقراری ارتباط مجدد با اقتصاد جهانی، نیازمند بهرهگیری صحیح از ۶ نقطهی قوت اصلی است که عبارتند از:
- تنوع اقتصادی (حوزههای متعدد کسب و کار)
- آموزش علمی (تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی در مقاطع مختلف)
- طبقهی مصرف کنندهی در حال رشد
- نرخ رشد جمعیت شهر نشین
- فرهنگ کارآفرینی
- موقعیت راهبردی جغرافیایی
توجه به این نکته ضروری است که بهبود شرایط اقتصادی کشور و دستیابی به رشد اقتصادی مورد نیاز برای غلبه بر مشکلات پیش رو، نیازمند آن است که در گام نخست، رشد اقتصادی پایدار و الزامات تحقق آن، به عنوان اولویت و موضوع محوری در ارکان نظام سیاسی کشور مورد تأیید قرار گیرد و در گام بعد، طرحهای کارشناسی برای به نتیجه رساندن اهداف و سیاستها، تدوین و اجرا شود. این موضوع نیازمند حضور فعال، مؤثر و سازمان یافتهی نمایندگان بخش خصوصی در تدوین سیاستهای کلان اقتصادی کشور است. به عنوان نمونه، در بخش بنگاهداری، کارکرد نظام انگیزشی به رسمیت شناخته نشده و بخش خصوصی واقعی، تنها با دریافت امتیازات جانبی میتواند بر ریسکهای محیطی غلبه و در حاشیهی بنگاههای "شبه خصوصی" فعالیت کند.
در عین حال، نبود اجماع در سطوح بالای سیاستگذاری و افزایش سهم شرکتهای خصولتی در اقتصاد ایران، به معضلی اساسی برای صاحبان کسب و کار تبدیل شده که این موضوع، با توجه به نارضایتیهای عمومی از سیاستها و کارنامهی اقتصادی دولت دوازدهم، زنگ خطر آشفتگی و بروز ناآرامیها و تنشهای اجتماعی را به صدا در آورده است.
اکنون زمان پاسخگویی به این پرسش اساسی است که ارکان کلیدی ذینفع در حاکمیت و همچنین بخش خصوصی (در رأس آن اتاق بازرگانی)، چگونه میتوانند به دور از سیاستزدگی، شعارهای توخالی و نقدهای بینتیجه، فرآیند تبادل مؤثر تجربیات و ارتباط شفاف با یکدیگر را تعریف کنند و برای نخستین بار، به صورت هماهنگ و هدفمند در راستای منافع ملی کشور گام بردارند؟
[1] National Business Agenda
[2]Mckinsey Global Institute
با افزایش روز افزون نقش تشکلهای اقتصادی، در مناسبات و تعاملات بین بخش خصوصی و دولت و توجه به کارکرد انجمنهای (کسب و کار) عضو محور در توسعهی اقتصادی کشور، ایجاد ساختار متناسب با عوامل محیطی در حوزهی اقتصاد و ظرفیت سازی انجمنی در این بخش، بیش از پیش حائز اهمیت شده است. تشکلهای اقتصادی در جایگاه سازمانهای میانجی، شاهراه ارتباطی بین کارآفرینان و فعالان اقتصادی، دولت و سایر ذینفعان به شمار میآیند.
ضرورت سازماندهی نظام تشکلی در ایران که در سال های اخیر و همگام با تحولات مدیریتی در اتاق بازرگانی ایران، مورد توجه بیشتر مدیران اقتصادی بخش خصوصی و کارفرمایان قرار گرفته است، منجر به چارهاندیشی و ارائهی راهکارهایی در جهت بهبود ساختار و ارتقای کیفی عملکرد تشکل ها در کشور گردیده است. اتاق بازرگانی ایران، در راستای تحقق مأموریت "راهبری و ساماندهی تشکل های اقتصادی" نیازمند تحلیل ظرفیتهای داخلی بخش خصوصی و شناسایی حوزههای کلیدی توانمندسازی انجمنهای کسب و کار (در بخشهای مختلف) است. در این میان، ظرفیتسنجی و ارزیابی عملکرد و برونداد فعالیت های اصلی تشکلها، به عنوان پیش نیاز تدوین سیاستها و برنامهریزی در راستای ارتقای نقش و جایگاه بخش خصوصی در مناسبات اقتصادی کشور، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
ارزیابی عملکرد و سنجش ظرفیتهای داخلی تشکلهای اقتصادی، یکی از نخستین الزامات تعیین رویکرد سازمانهای بالادستی (مانند اتاق بازرگانی ایران) در تعامل با تشکلها، به شمار میآید. طراحی یک مدل استاندارد که امکان ارزیابی جامع (متناسب با ابعاد مختلف مدیریت تشکلها) را فراهم آورد، پیش شرط اجرای هر نوع طرح توانمندسازی و ظرفیتسازی در تشکلهای اقتصادی کشور، به شمار میآید.

ارزیابی هدفمند و قاعدهمند انجمنهای کسب و کار، نیازمند بهرهگیری از یک چارچوب نظری استاندارد و استناد به الگویی قابل توسعه به منظور تعیین معیارهای اصلی (و زیرمعیارها) و در نهایت تعریف شاخصهای ارزیابی است. یکی از جامعترین مدلهای مفهومی موجود که از قابلیت تبیین و تشریح محورهای کلیدی و مأموریتهای اصلی سازمانهای میانجی (از جمله تشکلهای اقتصادی) برخوردار است، مدل اشمیتر و استریک[1] است که به خوبی بیانگر ماهیت کارکردی این دسته از سازمانهاست. بر مبنای مدل اشمیتر یک انجمن کسب و کار (عضو محور) باید به گونهای عمل کند که علاوه بر اینکه (به منظور تأمین منابع مورد نیاز و پایداری سازمانی) خدمات ویژهای به اعضا ارائه میکند، بتواند مشوقهای قانع کنندهای به نهادهای حاکمیتی (تأکید بر سازمانهای دولتی) ارائه نماید تا قابلیت اعمال نفوذ و تأثیرگذاری بر تصمیمات و سیاستهای کلان دولتی را داشته باشد. این منطق مبادله در مدل مذکور در دو وجه "منطق عضویت" و "منطق نفوذ" قابل تحلیل است. موفقیت در تحقق این اهداف، وابسته به برخورداری از نوعی "عقلانیت اداری" و "عقلانیت نمایندگی" است که در عمل، ۴ محور اساسی تعادل بخشی به فعالیتهای یک تشکل اقتصادی را در بر میگیرد.
به این ترتیب، میتوان گفت بر مبنای مدل اشمیتر، سازمانهای کارفرمایی غیردولتی به منظور ایفای مؤثر نقش میانجیگری (بین دولت و بخش خصوصی)، پایداری سازمانی و تداوم عملکرد متوازن ، باید مأموریتهای خود را در ۴ حوزهی کلیدی تعریف کنند و تمامی سیاستها و برنامههای اجرایی را معطوف به تحقق این مأموریتها نمایند:
- توسعهی عضویت (جلب مشارکت فعالان بخش/صنعت مربوطه)
- ارائه ی خدمات
- تنظیمگری[2]
- تأثیرگذاری بر سیاستها
نکتهی قابل توجه در این بخش، اهمیت بسیار زیاد کیفیت "حکمرانی[3] (شیوه ی ادارهی) تشکلهای اقتصادی" است که می توان از آن، به عنوان سنگ بنا و پیش نیاز تحقق مأموریتهای ۴ گانهی مطرح شده در مدل اشمیتر، یاد کرد. از این رو، پنجمین معیار کلیدی در ارزیابی تشکلهای اقتصادی، "حکمرانی" است که باید به صورت ویژه و با سنجش شاخصهای استاندارد، به تحلیل وضعیت تشکلها در این حوزه، پرداخته شود. تأکید بر این نکته ضروری است که اجرای دقیق و بیطرفانهی فرآیند ارزیابی بر مبنای یک الگوی استاندارد، ضامن شناسایی دقیق نقاط کلیدی بهبود در انجمنهای کارفرمایی خواهد بود که این موضوع، به صورت کامل وابسته به نگرش و کیفیت عملکرد سازمان متولی ارزیابی است.
[1] Schmitter & Streeck
[2] Regulatory
[3] Governance
علی شجاعی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شهری برای زندگی کجاست؟
- پویشگران
- یادداشت سمنها
شهر آشفته و شهروندان خسته، پیامد نظام حکمرانی بسته!
شاید با اندکی اغماض بتوان گفت این عبارت بیانگر وضعیت موجود تمامی کلانشهرهای کشور است. نبود نگاه راهبردی به مسائل کلان، بیتوجهی به الزامات و زیرساختهای کلیدی توسعهی شهری و فقدان برنامهای جامع با هدف اصلاح ساختاری نظام مدیریت شهری، بسیاری از کلانشهرهای ایران را با حجم انبوهی از معضلات اجتماعی، محیط زیستی و اقتصادی مواجه کرده است.
به عنوان نمونه، گزارش سال ۲۰۱۷ مؤسسه اکونومیست از وضعیت کلانشهرهای سرتاسر جهان، تهران را از منظر "شاخصهای زیستپذیری شهری" (Spatial Adjusted Livability)، در رتبهی ۶۱ از میان ۷۰ کلانشهر قرار داده که این ارزیابی، به تنهایی بیانگر وضعیت عمومی حاکم بر نظام مدیریتی پایتخت ایران است.
تردیدی نیست پیشنیاز بهبود فرآیندهای مدیریت و ارتقای شاخصهای کیفیت زندگی در همهی کلانشهرها، بازنگری و بازسازی الگوی حکمرانی شهری بر مبنای مؤلفهها و معیارهای استاندارد توسعهی پایدار و تقویت نهادهای جامعهی مدنی است تا از این طریق، زمینهی افزایش سطح پاسخگویی و شفافیت عملکرد شهرداریها، مشارکت فعال و مؤثر شهروندان و مسئولیتپذیری شوراهای شهر در قبال تمامی اقدامات مرتبط با مطالبات و منافع ذینفعان فراهم شود.

پویشگران عرصهی سوم میکوشد با تحلیل الگوهای موفق مدیریت شهری در عرصهی جهانی و شناسایی چالشها و الزامات اصلی بهبود ساختاری نظام حکمرانی در شهرداریها، فرآیندهای ناکارآمد مدیریتی در این سازمانها را شناسایی و بر اساس ویژگیهای محیطی تأثیرگذار در هر منطقه، نقشهی راه اصلاح فرآیندهای هدفگذاری، سیاستگذاری و برنامهریزی را طراحی کند. تردیدی نیست در این مسیر، آگاهی از نقطهنظرات و تجربیات متخصصان مدیریت شهری و کارشناسان شهرسازی در سراسر کشور، میتواند نقشی کلیدی در ارتقای سطح کیفی نقشهی راه اصلاح الگوی حکمرانی شهری (به ویژه در کلانشهرها) داشته باشد.
علی شجاعی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


